224 - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 11:59
مردم وقتی ما داریم زر میزنیم یهو به یاد متحول کردن خودشون می افتن و در برو که رفتیم
226 - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 11:59
چشم باز میکنم و با بی حوصلگی میرم سراغ گوشی 26 پیام در 4 چتزکی و رعنا و فاطی و نگین تولدم رو تبریک گفته بودنجوابشون رو میدم و میام سر وقت کامنت های بلاگفاکمی بعد اشکام میریزه ...صدای درو که میشنوم میام بیرون ،از پنجره بیرون رو نگاه میکنم...هوا ابریه و زمین خیسه....قبل از بیدار شدنم بارون باریده ...ب...
229 - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 11:59
مسخره است ولی دلم میخواد ازدواج کنمحالا شایدم ازدواج نه...ولی خب نمیخوام انقدر تنها باشم!
230 - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 11:59
sᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇsʏᴏᴜ sʜᴏᴜʟᴅ ғᴏʀɢᴇᴛᴛʜᴀᴛ ʏᴏᴜ ᴀʀᴇ ғᴏʀɢᴏᴛᴛᴇɴبَعضی اوقاتباید فَراموش کُنی که فراموش شُدی
231 - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 11:59
من متوجه این قضیه شدم که هر چقدر از آدما دورتر باشم به نفعشونهمن آدم خیلی بدی هستماز من دوری کنید!
232 - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 11:59
روز به روز فهرست وبلاگ دوستان پربار تر میشهوبلاگ هایی که خبر ندارن من دنبالشون میکنمو بعد ...من ساکت تر میشم ...شاید هم چون ساکت تر و تنها شدم این فهرست بیشتر میشه...نمیدونم....حس خوبی ندارم!اما شکنجه شدن حق منه حتی اگه دلم خیلی شکسته باشه
233 - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 11:59
باید یه جوری خودمو مشغول کنماونقدر که حل بشممحو بشمتموم بشم ...